روز / داخلی/ زایشگاه
پرستار از اتاق عمل بیرون می آید:
همراه زا...
بله من هستم.
تبریک آقا دختره.
بچه ها از مدرسه بیرون می آیند. هر یک به طرفی می روند. بعضی ها به دنبال والدین خود می گردند:
سلام بابا
سلام دخترم. امروز مدرسه چی یاد گرفتی؟
بابا نان داد.
بعد از ظهر/ بیرونی/ کوچه
تعدادی دختر بچه در حال بازی هستند:
دختر اول: چه تل موی قشنگی داری؟ از کجا آوردی؟
دختر دوم: مامانم برام خریده. ما فردا از اینجا می ریم بابام منتقل شده یک شهر دیگه.
دستش را میان موهایش می برد و تل را بر می دارد و به طرف دوستش می گیرد: بیا مال تو. یادگاری پیشت بمونه.
مامان بعد از سال تحویل؛ می خوام پرنده ها رو آزاد کنم.
چی شده تو که خیلی اونها رو دوست داشتی؟
هنوز هم دوستشون دارم برای همین دیگه نمی خوام تو قفس باشند.
غروب / بیرونی/ جاده
نسیم ملایمی می وزد. چند پر سفید در هوا معلق است. آرام روی جاده می افتند. دوربین روی پرها زوم می شود. قسمتهایی از آنها قرمز است. دوربین روی جاده آرام رد پرها را دنبال می کند. در کنار خرده شیشه ها روی تل دخترانه ای متوقف می شود.
تیراژ/ نام فیلم: تولدی دیگر: